وبلاگ هشت پیک 8pic.ir

به وبلاگ سایت آپلود عکس و فایل هشت پیک 8pic.ir خوش آمدید

دلنوشته ی تو یادت باشد

دلنوشته ی تو یادت باشد

بیا به خاطرت بسپار ، بدونِ تو چقد خستم بیا و آخرین بار و ، بزار دستاتُ توو دستم چقد خسته میشوم این روزها ، از دستِ خودم ! چقد درد می کشم بی چشمانت ، بی آرزویی برای فرداهایم ! دیگر ترانه گفتن دردهایم را تسکین نمی دهد ! تو بگو ، تویی که […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی مسافرم

دلنوشته ی مسافرم

      دوره می کنی تو خاطراتم و یه روزی که دیگه فایده نداره نه من اینجام ، نه توتنها گریه کن بگو آسمونم اینجور ، نباره       دیگر علاقه ات را نمی فهمم ، حسودی هایت به باران را ! اینقدر گریه کرده ام ولی صدایم را باد به گوشت نرساند […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی اعتیاد

دلنوشته ی اعتیاد

    من معتاد به موادِ افیونی نیستم ولی عشقِ تو دُزِ بالایی داشت ! دردی که از نگاهِ تو در تنم افتاده ، کم نیست ! کم نیست ، آوایی که از التهابِ لحظه هایت به من دادی ! مست میشوم ، در خود می پیچم : دیگر نمیتوان تحمل کرد دوری ات را […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی دلتنگی

دلنوشته ی دلتنگی

زیرِ نورِ نقره فام مهتاب ، به انتظارت نشسته ام . هنوز مهتابی بوی نفس هایت را دارد . جامِ شرابت کنارِ تخت افتاده . رغبت نکرده ام شال گردنت را از روی گیتارت بردارم . مبادا دلتنگی ام نواخته شود ، از نو . آخ که از این نوها ، داغدارم . بگذار تاریخِ […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی به تو محتاجم

دلنوشته ی به تو محتاجم

دلم برای داشتنت ، دوباره آرزو کشید واسِ نگاهِ عاشقت ، یه بغضُ توو گلو کشید       دوباره عاشقت شدم ، دوباره محتاجِ التماسِ دستانت شدم ! کاش چشمانت لحظه می خندید ! دوباره خاطراتت ، یقه ی احساساتم را می فشارد و ، باز هم دلتنگی ات دامانِ اشک هایم می فشارد […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی باران را فراموش کن

دلنوشته ی باران را فراموش کن

باران را فراموش کن ! بدجوری دلم گرفته ، از آسمان هم خسته ام . تو خودت بگو : چقدر ستاره بشمرم در این شهرِ غریب ؟ چنگ در گردنِ خاطراتت می زنم ، تا به کی در این نبردِ تن به تن زخمیه نواختنِ چنگت باشم ؟ تو که بدقول نبودی ! سایه روشن […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی خانه تکانی باران

دلنوشته ی خانه تکانی باران

همه ی حسِ دلم ، بدرقه ی چشای تو جونِ ناقابلمُ ، ریخته بودم به پای تو   کاش خیانتت را باران بشوید ! روشن بودن چشمانم از دست رفت ! کمرِ احساساتم شکست ، در ناباوریِ داغ ترین شعله های خورشید ! زندگی ام را روزی باید خانه تکانی کنم ! حسرت نمی خورم […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی خیانت

دلنوشته ی خیانت

دلم پُر شده تا ، دلت تنگ نشه چقد خواستم ، این عشق کمرنگ نشه دلتنگ شدم ، مبادا اشکی در چشمانت حلقه بزند . غافل از آنکه تو اصلا چشمانِ مرا نمی دید ! واژه هایم بغض کرده اند ! بغضهایم ، تَرَک خورده اند ! روزگارم با حوادثِ چشمانت ، غریبه شده ! […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی کاش میشد

دلنوشته ی کاش میشد

کاش می شد گاهی اوقات ، دل به دریا بزنیم یا که قابِ عکسِ عشقُ ، تویِ رویا بشکنیم کاش می شد باران را شست هر از گاهی خانه تکانی لازم است . در غمهایم فلسفه های بارانی را جستجو کردم . آه : همه نقش دارند در سرخوردگی هایم . آنقدر گریه کرده ام […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی یقین دارم

دلنوشته ی یقین دارم

خواستم خاطره ات را ، پاک کنم ! گر چه از استادی چون تو ، نمی توان دست کشید ! گر چه قلبم به درد آمد ، در تلاقیِ نگاهِ سرخ فام غروب ! گر چه بی شک بی تو ، چند ماهی نخوابیدم ! بالشِ روزگارم ، خیس از اشکهای شبانه سر بر بالینِ […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸