وبلاگ هشت پیک 8pic.ir

به وبلاگ سایت آپلود عکس و فایل هشت پیک 8pic.ir خوش آمدید

نویسنده: تلخترین رویا

دلنوشته ی رویای محال

دلنوشته ی رویای محال

این روزها غروب ؛ اینقدر ساکت است ! حوالیِ شرقی ترین حادثه ی قرن ، چشمانت را تصور می کنم . همانجایی که پرستوها در افق کم کم محو می شوند . این حادثه ی رفتنِ تو ، داغِ شعله های شمع را هم می گدازد . تو نمی دانی ، ولی من خوب می […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی تصور کن

دلنوشته ی تصور کن

تصور کن : برای آن روزها ، کنارِ پنجره های تنهایی ام ، امروز می گریم . تو تصور کن من شادم ، فکر کن خوشحالم . ناراحت نشوی! شاید که من ناراحت باشم . حالِ این روزهایم ، مثل همان لحظه های با تو بودن خوبِ خوب است ! فقط چند درجه ای زمانه […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی تقدیر یا تقصیر

دلنوشته ی تقدیر یا تقصیر

خزان میشوم ! غرق در افکاری که روزی ، از دهانِ تو در ذهنم نقش بست ! چه لحظه هایی ساختم ! چه خاطره هایی ! چه اشکهایی در امتدادِ غروبِ علاقه اِمان ریخته ام و تو ، بیخیال فقط تماشا کرده ای ، بی هیچ تلاشی ! امروز نمی دانم : اینجا که هستم […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی تو آرامم کن

دلنوشته ی تو آرامم کن

غصه هایم را کم کن عزیزم دردهایم هر روز بیشتر می شوند تو که خوب می دانی ، من بی تو دیگر توان قدم برداشتن ندارم هر روز لبریز می شوم از گریه ، گم می شوم در هِق هِقهای شبانه تو آرامم کن ، من می دانم تو خود گریان تر از منی ، […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی تو یادت باشد

دلنوشته ی تو یادت باشد

بیا به خاطرت بسپار ، بدونِ تو چقد خستم بیا و آخرین بار و ، بزار دستاتُ توو دستم چقد خسته میشوم این روزها ، از دستِ خودم ! چقد درد می کشم بی چشمانت ، بی آرزویی برای فرداهایم ! دیگر ترانه گفتن دردهایم را تسکین نمی دهد ! تو بگو ، تویی که […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی مسافرم

دلنوشته ی مسافرم

      دوره می کنی تو خاطراتم و یه روزی که دیگه فایده نداره نه من اینجام ، نه توتنها گریه کن بگو آسمونم اینجور ، نباره       دیگر علاقه ات را نمی فهمم ، حسودی هایت به باران را ! اینقدر گریه کرده ام ولی صدایم را باد به گوشت نرساند […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی اعتیاد

دلنوشته ی اعتیاد

    من معتاد به موادِ افیونی نیستم ولی عشقِ تو دُزِ بالایی داشت ! دردی که از نگاهِ تو در تنم افتاده ، کم نیست ! کم نیست ، آوایی که از التهابِ لحظه هایت به من دادی ! مست میشوم ، در خود می پیچم : دیگر نمیتوان تحمل کرد دوری ات را […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی دلتنگی

دلنوشته ی دلتنگی

زیرِ نورِ نقره فام مهتاب ، به انتظارت نشسته ام . هنوز مهتابی بوی نفس هایت را دارد . جامِ شرابت کنارِ تخت افتاده . رغبت نکرده ام شال گردنت را از روی گیتارت بردارم . مبادا دلتنگی ام نواخته شود ، از نو . آخ که از این نوها ، داغدارم . بگذار تاریخِ […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی به تو محتاجم

دلنوشته ی به تو محتاجم

دلم برای داشتنت ، دوباره آرزو کشید واسِ نگاهِ عاشقت ، یه بغضُ توو گلو کشید       دوباره عاشقت شدم ، دوباره محتاجِ التماسِ دستانت شدم ! کاش چشمانت لحظه می خندید ! دوباره خاطراتت ، یقه ی احساساتم را می فشارد و ، باز هم دلتنگی ات دامانِ اشک هایم می فشارد […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی باران را فراموش کن

دلنوشته ی باران را فراموش کن

باران را فراموش کن ! بدجوری دلم گرفته ، از آسمان هم خسته ام . تو خودت بگو : چقدر ستاره بشمرم در این شهرِ غریب ؟ چنگ در گردنِ خاطراتت می زنم ، تا به کی در این نبردِ تن به تن زخمیه نواختنِ چنگت باشم ؟ تو که بدقول نبودی ! سایه روشن […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸