دلنوشته ی باید می گفتم

دلنوشته ی باید می گفتم

دلنوشته ی باید می گفتم



باید می گفتم عاشقت هستم

باید می دونستی دلم گیره
دوسم نداری من به چشمِ تو
یه دخترم که ساده می میره

دوستت دارم هایم را ، اندازه ی تمامِ خطوطِ این سرزمینِ سرد برایت نوشتم .
من روی همین خطوط ، از تمامِ احساسم برایت عشق ساختم .
شاید روراست نگفته باشم ولی ، تو هم آدمی نبودی به دل دل کردنهای زبانم واقف نشوی .
راست می گویی : در این سرزمینِ خشک و بی روح اینقدر ، آدم هست برای عاشق شدن .
اینقدر دل هست برای شکستن .
تو مرا انتخاب کن ، عاشقانه هایم بوی عطرِ ندیدنت را فریاد می زند .
قدمهایت آرام است ولی ، قلب مرا در هم می شکست .
خب نمی دانی ، شاید جوری دیگر باید گفته شود ولی من نمی توانم .
درک کن !!!
دلم مانده زیرِ عرق های سردِ مجازی ات !
تاب ندارد که تو بی تاب نشوی .
زانو می زنم کنارِ گیتارت ، چشم میدوزم روی نت هایت .
کاش این نت ها همان احساس درونی ات به من بود .
” ای که بی تو خودم و ….. “

غرق شده ام در امیدواریهای قلبم ، دل کنده ام از دلبستگی هایم !
عاشق شده ام بارها بر بی عاطفگی هایت !
کاش قدر لحظه هایم را می دانستی !
من بریده ام ، من خسته ام ، من تنها ، تنها ، تنهایم !

باید می گفتم دوستت دارم ولی غرورِ تو ترسِ مرا جریحه دار می کند !
به نظرت آهسته برم تا بهار به کجا می رسم ؟؟؟


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *