ترانه ی مرد من

ترانه ی مرد من

 

 

ترانه ی مرد من

 

 

 


 

 

مرد من رفت و برام
عشقِ منُ بهونه کرد

گریه هامُ دیدُ منُ
حتا یه بار صدا نکرد

این دفه چترشُ بست
تا بدونم تنها شدم

با مرورِ عشقِ پاکم
همدمِ رویا شدم

حالا خیسم از گلایه
از نمِ بارونُ اشک

گریهُ بغضایِ سردُ
رفتنِ بدونِ ، شک

مرد من رفت و منُ
با رویاهام تنها گذاشت

انگاری حتا یه روزم
دل من رو دوس نداشت

رفت و با خاطره هاش
یه خط کشید رو بودنم

کوچه ها مملوِ دردن
آخه عاشقش منم


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *