ترانه ی خط بزن

ترانه ی خط بزن

ترانه ی خط بزن


دیگه جونِ هیچکسُ قسم نخور

دیگه از لحظه هامون حرفی نزن

داری می ری پشتِ اینهمه سکوت

امروز و توو تقویمت یه خط بزن

خط بزن ، یادت نره خیانتت

پایِ احساسِ منُ چه جوری بست

یا که باز این اعتمادِ لعنتی

چه جوری قفلِ دلِ منُ شکست

خط زدم توو دفترام اسمِ تو رو

نمی خوام چِش توو چِشِ خاطره شم

یا که منّت رو سرِ عشق بزارم

واسِ اسمِ تو ریاضت بکشم

می خوام از اون ساعتِ شنی بگم

که بدونی لحظه ها زود می گذرن

خط بزن یادت بمونه عشقمُ

روی تابوتایِ چوبی می برن

خط بزن تقویمتُ یادت نره

بغضِ سردُ روی گونه های من

باز دوباره عمری که گذشت نگی

مونده بین ما فقط یه سوء ظن

از همین تاریخِ سرد و بی گناه

این ترانه مونده بود با چَن تا عود

روشنِ تا که به یادم بمونه

تمومِ میونِ ما ، هر چی که بود

 


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *