ترانه ی باور

ترانه ی باور

ترانه ی باور


 

 

به شرطی می مونم که باور کنی

اون عشق توی قلبم به سردی رسید

تو باید بدونی که این انتقام

چرا دورِ احساسِ من خط کشید

برات ته کشیدم مثِ قهوه ای

که با هیچی از تلخیاش کم نشد

به کامِ تو شیرین شد این زندگی

واسه دردِ من عشق ، مرهم نشد

تو خودخواهی ، حست حسادت شده

برام عشقِ تو عرصه رو تنگ کرد

مثِ خودکشی توو بهشتی شده

نگاهای معنی شُدت ، سردِ سرد

تو باور نداری که این زندگی

روزاش مثلِ کابوس ، یکرنگ شده

تو به چشماتم شک داری ، گلم

ببین قدرتِ عشق ، کمرنگ شده

تو می ترسی از زندگیت من برم

نمی رم ولی سخته باور کنم

دوسم داری و با دلم صادقی

چه جوری روزامُ پیشت سر کنم ؟


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *