ترانه ی احساس

ترانه ی احساس

ترانه ی احساس


روی احساسِ خودم پا میزارم

رو تمومِ خاطراتِ خوبِ تو

نمی خوام یه عشقِ اجباری بشم

وقتی که خودت بهم می گی برو

توی چشمات دیگه جایی ندارم

واسِ لحظه هات ، دیگه زیادیم

توی آغوشِ تو ، من غریبه ام

با خودت فک نکنی ، که شاکیم

تو گلایه هامُ ، نشنیده بگیر

اینا قصه ی شبونه ی منن

می دونم دوس نداری بهت بگم

اینا قسمتائین که مُبهمن

عیب نداره وقتی دوستم نداری

حالا که توو زندگیت جا ندارم

من میرم ولی بدون که تا ابد

واسِ تو خاطرمُ ، جا میزارم

میرم احساسِ خودم رو می کُشم

ولی حسِ من به تو دروغ نبود

تو خبر نداری از حالِ دلم

جنسِ عشقم ، شبِ بی فروغ نبود


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *